اول از خودکاوی شروع می کنم.
به نظر من کتاب خودکاوی، به نوعی پایه دیگر کتابهای کارن هورنای است. چه او در این کتاب کلیه امکانات و موانع را در راه خودکاوی بررسی نموده و در جاهای بسیاری به ذکر شباهتها و تفاوتهایش با روانکاوی توسط روانکاو پرداخته است. این کتاب برای اینکه آدم بفهمد اصلا می خواهد چه کند و چهارچوبهای این کار کجاست و موانعش کجا، خیلی به درد می خورد. یک فصل کامل از این کتاب به توضیح مثال عملی، از خودکاوی یک شخص اختصاص دارد و مراحل ظریف پیشرفت او و فکرهایش را شرح می دهد. این کتاب ما را به سمت تحلیل درست تر و هدف دار تر نسبت به افکار و رویاهایمان می برد. تحلیلی کاملا منطقی و علمی. اصولا در کتابهای کارن هورنای از دستوراتی که در اغلب کتابهایی از این دست می بینیم، خبری نیست و به جای ارائه راه حل، سعی در فهماندن ریشه و علت اساسی مشکلات و موانع روحی می کند و معتقد است در صورت فهم کامل مشکل و دلیل آن مشکل به تدریج رفع می شود.
در واقع، در کتاب خودکاوی، کارن هورنای طریقه استفاده مفید از دیگر کتابهایش را به خواننده می آموزد.