این کتاب شامل دو قسمت است.
در قسمت اول نویسنده نشان می دهد که حساسیتها و ناراحتی های روحی به چه طریق در شخص ایجاد می گردد و به شخصیت او یک حالت عصبی و ناسالم می دهد.
در قسمت دوم اثرات و عوارضی را که این حالت های ناسالم و عصبی ببار می آورند تشریح می کند.
خانم هورنای معتقد است ریشه و هسته عصبیت را افراد محیط کودک در او بوجود می آورند. بدین معنی که به وسیله تحقیر و تخفیف، ترساندن، ظلم، اجحاف، زورگویی و سخت گیری اعتماد به نفس و هسته وجودی او را سست و ضعیف می کنند. کلیه مسائل بغرنج روحی که بعدا سراسر زندگی شخص عصبی را تباه می سازد از جریان بهمین سادگی شروع می شود.
کودک به مرور و بطور ضمنی متوجه می شود که باید به یک طریقی با اطرافیان خشن، ناهنجار و آزاردهنده خود مدارا و مماشات کند. برای اینکار سه راه بیشتر وجود ندارد:
۱-سعی می کند رفتارش را طوری ترتیب دهد که مطابق دلخواه اطرافیانش باشد. بنابراین کودکی می شود سربراه، توسری خور، تابع و تسلیم انتظارات و خواسته های دیگران. بعدا بعلت همین روشی که برای مدارا به کار می برد، صفات و خصوصیات اخلاقی، و بطور کلی شخصیت خاصی پیدا می کند که به آن مهرطلبی گوییم.
۲-کودک چنان تمایلات و حالات خشن و گستاخانه ای در خود می پروراند که برای کسی صرف نداشته باشد با او درافتد. خیلی بددهن،فحاش و تندوتیز می شود. در اتخاذ این روش هم صفات و شخصیت خاصی پیدا می کند که نام آن را برتری طلبی می نامیم.
۳-کودک حتی المقدور سعی می کند با دیگران کمتر تماس و برخورد پیدا کند تا کمتر آزار ببیند. اتخاذ این روش هم او را تبدیل به آدمی عزلت طلب و با خصوصیات خاص عزت طلبی می کند.
لازم به تذکر است که کودک برای در امان بودن از شر و آزار اطرافیانش به یکی از این سه طریق منحصرا پناه نمی برد، بلکه از هر سه آنها تواما استفاده می کند. منتهی از یکی صریح و آشکارا استفاده می کند و از دوتای دیگر غیرصریح و به طور ضمنی. از برخورد این سه تمایل که با یکدیگر کاملا مغایر و متضادند، جنگ و کشمکشی دائمی در روح شخص جریان پیدا می کند. خانم هورنای این کشمکش را ریشه و هسته تضاد اساسی می داند.
در ادامه این مطالب نویسنده توضیح می دهد که جریان مهرطلبی،برتری طلبی و عزلت طلبی و ... چه اثرات و عوارضی ببار می آورند. به طور خلاصه می توان از عوارضی چون ضعف کلی شخصیت، تنبلی و سستی، عدم پیشرفت واقعی، ضعف اراده وبی تصمیمی، یاس وبی امیدی شدید، عدم رضایت از زندگی، بخل و حسادت و میل تحقیر دیگران را نام برد.